وبلاگ همسفر آزاده

با تفکر ساختارها آغاز می گردد........

دلنوشته

دلنوشته تقدیم به همسفران کنگره 60

برای  تو می نویسم همسفر ، با هر نام و نشانی ،برای تویی که در ظلمت تاریکی اعتیاد  گم شده بودی، بیاد داری آنقدر گم ،گم ،که دیگر حتی خود ،خودرا نمی دیدی ،وجودت همه رنج بود..........

دلنوشته تقدیم به همسفران کنگره 60

برای  تو می نویسم همسفر ، با هر نام و نشانی ،برای تویی که در ظلمت تاریکی اعتیاد  گم شده بودی، بیاد داری آنقدر گم ،گم ،که دیگر حتی خود ،خودرا نمی دیدی ،وجودت همه رنج بود . ترس و اضطراب   امانت را بریده بود  ، مثل مرغان پرو بال شکسته ، افتان و خیزان  ، در جستجوی راهی بودی.در اوج ناامیدی با عنایت خالق هستی ، راه بر تو نمایان شد.  یادت هست اولین باری که واژه همسفر را شنیدی ؟ همسفر  ؟ یعنی چه ؟ قشنگ بود مگه نه ؟! شاید آن روزها فقط واژه بود ولی حالا ؟؟ تو خود تعریف واژه همسفری ! همسفر شد هویت تازه تو ، تو برای شناخت آن آموختی ، آموزشی شیرین همراه با عشق ، از آنچه آموختی ،توشه برداشتی و بدان عمل کردی  ،  تا شایسته شوی ، مکان امن ، نقاب ها از چهره برداشته ، همه همدرد و همراز ،حس امنیت ،دریافت محبت و.......... به تو مژده و نوید  داد  این جاست همان جایی که بدنبالش بودم ، خدایا شکر .

برای تو می نویسم ، که سفر را با مسافرت آغاز کردی  ، از سختیها نهراسیدی ، تو که روزی همسفر او در تاریکی ها بودی ، از (نور ) شنیدی  . (حیات دوباره )،قد خمیده خود را راست کردی  ،با گوش جان شنیدی ،صورت مسئله اعتیاد ، محبت بلاعوض ،  عشق بلا شرط ، پیمان الست ، و.......... آرام شدی . در آرامش متوجه شدی ، تو قراره بال پرواز باشی ، بال پرواز بودن شوخی نیست  ، باید بیاموزی ، وای ، که چقدر محکم و استوار  ایستادی . از شوق پیدا کردن راه  به شور زندگی رسیدی ،با اولین تغییر در مسافرت  برای رسیدن به بند عشق قدرت مطلق )، روز شماری کردی .

برای تو می نویسم ، که شاید در باورت نبود  ،روز رهایی از بند اهریمن مواد را ببینی ، وادی امن درمان  را ببینی ، باورت می شد ؟؟  که به اندازه همه عمری که از تو گذشته  آموزش ببینی و کوله بارت راپر کنی از امید ،مهر ،ایمان ،عشق ،.     آگاهی و دانایی  هیچ به درمان کنگره اندیشده ای ، مسافر و همسفر ،در کنار هم آموزش می بینند ، غیر از این چه اتفاقی می افتاد ؟ اگر تو نبودی و فقط مسافرت به درمان می رسید و تو در دنیای گذشته خود می ماندی ، نه ، شرط انصاف نبود. درمان کامل نبود .  کنگره بتو   آموزش داد تو حق زندگی داری ، از تواناییهای انسان  گفت  ، بتو آموخت چگونه  تغییر کنی تا بتوانی ، مادر خوب ، همسر  شایسته ، خواهر و پدر ...... شوی . پس بیا سپاسگزار الله و استادانمان باشیم.

برای تو می نویسم ،که انگار  (همسفر) هویت تازه تو ، پاداشی از الله  بوده و هست ، تویی که صبورانه ماندی و قدم در راهی نهادی که خیر ابدی برایت دارد .

همسفر ، امروز روز تولد توست ،روز جشن  حیاتی دوباره ، بلند شو ،  وضو کن ، وضوی عشق به الله ،لباس سپید خود را ،بر تن کن  ، سجده شکر به درگاه او  ،قادر مطلق ،بجای آر. تصور کن  همه در کنار هم ، سپید پوشان ،آزاد شده از آتش ویرانگر ، دست در دست هم ،  بر بلندای قله رهایی، دعا کنیم برای تمام همسفران که در راهند.و با صوت بلند فریاد سر دهیم .....

دریا و آسمان و دشت پوشیده از رقصنده های آسمانی  و روح نا آرام ما خواستار رهایی
نه از خلاصی ، بلکه دیدار معشوق!
خداوندا تنها ترا می ستاییم و تنها ترا می پرستیم !
برای انجام این عمل عظیم  شکر ..شکر ... شکر ...

 نویسنده : همسفر جلالی



[ یکشنبه 2 دی 1397 ] [ 03:22 ب.ظ ] [ کمک راهنما ]

[ نظرات() ]

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic