وبلاگ همسفر آزاده

با تفکر ساختارها آغاز می گردد........

حس گرفتن شال راهنمای تازه واردین



قلم را در دست می گیرم تا بنویسم از آن چه که در آن لحظه با شکوه از وجودم لبریز شد . ابتدا خدا را شاکرم از این که اجازه خدمت کردن به بندگانش را به من عطا کرد ، زیرا می دانم که خداوند لیاقت خدمت را به هر بنده ای نخواهد داد . روز های اولی که به کنگره آمدم این قدر آشفته بودم و حال خرابی داشتم که از آن روز ها چیز زیادی به یاد نمی آورم. توسط راهنمای تازه واردی که مشاوره شدم را به خاطر دارم زیرا حرف های ایشان انگار نور امیدی بود برای ادامه زندگی و حرکت در مسیر کنگره و امروز باید بگویم که اگر در کنگره ماندم را مدیون این عزیزان هستم. واقیعت هیچ گاه تصور نمی کردم که در این جایگاه قرار بگیرم ، وقتی متوجه شدم که در آزمون قبول شدم تا روز موعود که گرفتن شال از دستان پرتوان مهندس بود لحظه شماری می کردم، بالأخره روز موعود فرارسید  . 

دوشنبه 98/10/30 وقتی به خود آمدم آکادمی در میان همسفرانی بودم که با لباس سفید همچون فرشتگان در صف گرفتن برگه پیمان خود بودند ، باورش برایم سخت بود واقعا من برگزیده شده بودم تا امید دهم به خانواده های مصرف کننده ای که ناامید و خسته از هر جایی به کنگره پناه می آورند. حس و حال عجیبی داشتم در پوست خود نمی گنجیدم ذوق عجیبی وجودم را فرا گرفته بود . وقتی جناب مهندس صحبت هایشان را شروع کردند با توجه به صحبت های ایشان بیشتر به اهمیت این جایگاه پی بردم . زمان بستن پیمان با خودم عهد بستم که تمام توان خود را به کار گیرم و تمام تلاش خود را کنم که به خوبی و با عشق در این جایگاه خدمت کنم. وقتی آقای مهندس با لبخند زیبا و دلنشینشان شال زیبای سبز را به گردن من انداختند در آن لحظه احساس نمودم که مسئولیت سنگینی را به گردن من گذاشتند.


 امیدوارم که بتوانم به خوبی از پس این مسئولیت برآیم و این حس و حال زیبا را برای تمام عزیزانی که دوست دارند در این جایگاه خدمت کنند از خداوند خواستارم و در آخر بر دستان راهنمای بزرگوارم خانم آزاده بوسه می زنم که همیشه مشوق اصلی من در هر جایگاه خدمتی بوده اند و اگر راهنمایی ها و آموزش های ایشان نبود من هرگز در این جایگاه قرار نمی گرفتم و طعم شیرین این روز قشنگ را نمی چشیدم، از ایشان به خاطر تمام زحماتشان سپاسگذارم و امیدوارم بتوانم زحمات ایشان را جبران کنم . 
با احترام همسفر شقایق



[ چهارشنبه 9 بهمن 1398 ] [ 12:06 ب.ظ ] [ همسفر شقایق ]

[ نظرات() ]

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات