وبلاگ همسفر آزاده

با تفکر ساختارها آغاز می گردد........

جلسه پرسش و پاسخ با استادی دیده بان محترم آقای استاد امین

سلام دوستان امین هستم یک مسافر
شاکر خداوند هستم که در جمع شما حضور دارم و امیدوار هستم که سفر اولی‌ها در سفرشان توفیق داشته باشند که به خط پایان برسند و کسانی که در حال خدمت هستند خداوند یاری‌دهنده آن‌ها باشد و حاصل این آمدن‌ها این باشد که خانواده‌ها در آرامش و صلح زندگی کنند و نتیجه این آموزش‌ها در کنگره نزدیک شدن خانواده‌ها به همدیگر باشد.

جلسه پرسش و پاسخ:

 چرا بااینکه جهان‌بینی را فراگرفتم؛ ولی در کاربردی کردن مشکل‌دارم؟

یک‌وقت‌هایی آموزش را متوجه شدیم و حس هم می‌کنیم که کاملاً فهمیدیم؛ ولی نمی‌توانیم به کار ببریم و آن توان لازم در خدمت کردن است که به وجود می‌آید؛ پس در قسمت خدمت باید فعالیت بیشتری داشته باشید.
 

در خانه خیلی عصبی هستم و با کوچک‌ترین چیزی به هم می‌ریزم؛ ولی در بیرون از خانه این‌طور نیستم، علت چیست؟

کسی که این سؤال را پرسیده، سی دی خانواده را گوش کند که خیلی مفید خواهد بود و مطلب دیگر اینکه ما آموزش‌ها را یاد می‌گیریم که در خانواده و با آدم‌ها بتوانیم زندگی کنیم و باید ببینید که اشکال کار کجاست. باید سعی کنید آن حال خوشی که در کنگره به دست آوردید را به خانه هم انتقال دهید، حالا با فرزندتان بیشتر وقت بگذرانید یا با همسفرتان؛ چون انسان‌ها باید ببینند که ما تغییر کردیم و این تغییر کردن‌ها در عمل ما مشخص می‌شود. خانواده این فکر را می کنند که قبلاً که مصرف‌کننده بوده و وقت نمی‌گذاشت، الآن هم که سفرکرده باز وقت نمی‌گذارد، خب پس این چه فرقی کرد؟! اگر مصرف کنی که بهتر است و لااقل آن‌وقت دلمان خوش بود که مصرف‌کننده بودی؛ ولی الآن که وقت نگذارید درست نیست و باید سعی کنید که تمرین داشته باشید.
ممکن است ابتدای کار سخت باشد؛ ولی سعی کنید با نزدیکانتان در ارتباط باشید و حس آنها را بگیرید. ما به این دلیل نمی‌توانیم ارتباط برقرار کنیم؛ چون حس طرف مقابل را نمی‌گیریم و همین باعث می‌شود که آبمان با آن فرد در یک جوی نرود؛ ولی اگر ما حس آدم‌ها را بگیریم قضیه عوض می‌شود؛ مثل تلویزیون است که باید فرکانس شبکه‌ای را بگیریم تا تصویر را داشته باشیم و باید این موضوع را تمرین کنید.

 

حدود چهار ماه است سفر می‌کنم؛ ولی بعضی وقت‌ها مصرف مواد دارم، چه‌کار باید بکنم؟

منظور اضافه مصرف است. اوایل سفر برای همه سخت است و طبیعی است؛ اما هرچقدر که در لژیون بنشینید و مطالبی که راهنما می‌گوید را جدی بگیرید و اجرا کنید موفق‌تر خواهید بود. ‌راهنما خیلی وقت‌ها یک آدرسی را می‌دهد و می‌رود و شما باید آن چیزی که در لژیون گفته می‌شود را به‌اصطلاح بقاپید و استفاده کنید.

موضوع دیگر اینکه تکالیف را برای رفع تکلیف انجام ندهید و فقط این نباشد که چیزی نوشته باشید. یکی از راهنمایان می‌گفت من قبلاً سی‌دی‌ها را چک نمی‌کردم؛ اما مدتی است که چک می‌کنم و دیدم رهجو به‌جای سی دی، متن روزنامه‌ای را نوشته و به‌جای سی دی ارائه داده و این فرد طبیعتاً حالش خوب نمی‌شود؛ پس آموزش‌ها و فرامین راهنما را جدی بگیرید و جدی هم انجام بدهید و اگر این کار را انجام دهید کم‌کم تغییرات را احساس می‌کنید.

 

چگونه می‌توانیم قدرت بیان لازم را پیدا کنم؛ چون هیچ‌چیزی در ذهنم نمی‌ماند که بخواهم صحبت کنم و همه‌چیز از ذهنم پاک می‌شود؟

یکی از راه‌ها، همین سی دی نوشتن است و به قدری روی حافظه و تمرکز شما تأثیر می‌گذارد که حد ندارد.یک‌نفری می‌گفت: من شغلم افسر آگاهی و اعتراف گرفتن است و اصلاً با درس بیگانه هستم؛ ولی از سال ۹۰ تا به الآن که حدود چهارصد سی دی را نوشتم،  باعث شد که شروع کنم و روزی ۱۲-۱۳ ساعت درس بخوانم، در آزمون شرکت کنم و بین سی هزار نفر رتبه بیاورم و لیسانس وکالت بگیرم.
موضوع دیگری که به شما کمک می‌کند مشارکت کردن است. در مشارکت هم سعی نکنید که حرف‌های مهم و علمی بزنید بلکه سعی کنید تجربه خودتان را بیان کنید، حالا در بیان کردن تجربه خودتان از آن دانش کنگره استفاده کنید؛ یعنی درواقع در زمان مشارکت، قلبتان را با عقلتان پیوند بزنید. آن چیزهایی که یاد گرفتید در عقلتان است و احساس و تجربه‌تان در قلبتان است که اگر این دو را باهم استفاده کنید، آن‌وقت بیان خوبی خواهید داشت.

 

مسافرم بااینکه سفر می‌کند؛ ولی هر شب قرص خواب مصرف می‌کند و می‌گوید نمی‌توانم یک‌مرتبه کنار بگذارم، چه راهکاری می‌دهید؟

این مسئله به راهنما مربوط می شود ، مسائلتان هر چه که هست به راهنمایتان بگوئید، اگر بد سفر می‌کنید و اگر هر کاری تا الآن انجام دادید سعی نکنید که خودتان درست کنید و ممکن است خیلی‌ها این کار را بکنند و این حقه را می‌خورند. دو ماه، سه ماه است اضافه مصرف می‌کنی برو و همین الآن به راهنمایت بگو، شاید برخورد تندی بکند؛ ولی درنهایت خوب می‌شوید؛ اما اگر بخواهید مسائل را خودتان حل کنید و ادامه بدهید مطمئناً زمانتان تمام می‌شود و به یک نقطه بی‌بازگشت می‌رسید؛ یعنی به نقطه‌ای می‌رسید که نمی‌توانید این بار را بکشید و مجبور می‌شوید که از کنگره بروید؛ پس حتماً در هر نقطه از سفر که هستید مسائلتان را با راهنمایتان مطرح کنید.

 

بهترین راه برخورد با مسافری که بارها به کنگره آمده و رفته و حس بدی نسبت به کنگره دارد و مدام بدگویی کنگره را می‌کند چیست؟

این خیلی طبیعی است و همه ما همین‌طور هستیم، وقتی انسان در یک مسئله‌ای جواب نمی‌گیرد، اینجا در دوراهی انتخاب است که یا باید مسئولیت را خودش بپذیرد و یا اینکه مسئولیت را به دوش کس دیگری بیندازد و اینجا کنگره می‌شود مسئول و فرد بار سنگینی که به دوش دارد را از دوش خودش برمی‌دارد؛ یعنی اگر من خراب کردم کسی مسئول این قضیه بوده است و حالا چه زمانی این را قبول کند خدا می‌داند؛ ولی نکته اینجاست که وادی سوم می‌گوید تا زمانی که مسئولیت کارهایمان را نپذیریم به نتیجه نمی‌رسیم.
خاطرم هست آقای مهندس دو سه سال قبل از سفر خیلی از دست نزدیکانشان ناراحت می‌شدند؛ چون کمک می‌خواستند و آنها کمک نمی‌کردند؛ ولی به نقطه‌ای رسیدند که بار مسئولیت خودشان را خودشان پذیرفتند و از آن زمان بود که درمان شروع شد و برای همه همین‌طور است چه مسافر و چه همسفر. هر چیزی که تا به الآن به وجود آمده، نتیجه عملکرد خودمان است و اگر این مسئولیت را بتوانید به عهده بگیرید، درمان شروع می‌شود؛ چون قبل از آن اصلاً درمان شروع نشده و درمان با وادی سوم است که اتفاق می‌افتد.

 

چگونه کسی که درگیر اعتیاد است و خیلی مغرور است و موقعیت مالی بسیار خوبی هم دارد را به کنگره بیاوریم؟

اگر سفر اولی هستید که نباید به این مسئله کاری داشته باشید و سفر اولی اصلاً نباید پیام بدهد. اگر درمان شدید هم شما پیام را می‌دهید و کسی که نیاز داشته باشد مطمئن باشید که خودش می‌آید. امکان دارد به کسی که از تشنگی در حال مرگ است بگویید آب آنجاست عکس‌العملی نشان ندهد؟ امکان ندارد؛ پس شخص باید به آن درجه از تشنگی برسد و هیچ‌وقت اصراری برای آوردن کسی به کنگره نداشته باشید؛ چون نتیجه‌ای ندارد.

 

در سی دی حقه فرمودید که برای گذشتن از ضد ارزش‌ها از حقه یک‌ذره استفاده کنید و این کار را می‌کنم؛ ولی بعد از مدتی دوباره برگشت می‌کنم، علت چیست؟

زمانی انسان قادر است از مسئله‌ای عبور کند که به آن دانایی مؤثر رسیده باشد و دانایی هم‌ زمانی اتفاق می‌افتد که ناخالصی‌ها از بین برود؛ یعنی باید خواسته‌های نفس هم اصلاح شود؛ مثلاً می‌خواهید کنگره نیایید و حقه یک‌ذره کاری می‌کند که بیایید. می‌خواهید صبح بلند نشوید و به پارک بروید و با حقه یک‌ذره به پارک می‌آیید؛ اما آن تغییراتی که باید اتفاق بیفتد در پارک است، آن تغییراتی که باید انجام شود در جلسه است. اگر من با حقه یک‌ذره بلند شدم و به جلسه آمدم، در لژیون نشستم و آنجا راهنما به من آموزش می‌دهد و منیت دارم و حرف راهنما را گوش نمی‌کنم طبیعتاً تغییری هم اتفاق نمی‌افتد؛ پس حقه یک‌ذره شمارا در لژیون می‌آورد؛ ولی آن تغییری که باید در لژیون، جلسه و پارک اتفاق بیفتد به آن منیت یا ترس بستگی دارد که باید آنها هم درست شوند تا بتوانیم آن جذب لازم را داشته باشیم .

 

با کسی که در مقابل هر حرف و یا کاری گارد می‌گیرد چگونه رفتار کنیم که به جدال و جنگ کشیده نشویم؟

آدم‌ها یک لایه اولیه دارند که ممکن است خیلی سفت و خشن باشد و علتش این است که کسی نتواند به آنها آسیب بزند و برای همین اجازه نمی‌دهند که کسی به آنها نزدیک شود و اگر اتفاقی رخ دهد سریع برخورد می‌کنند و طبیعی است که دیگران هم درصدد دفاع از خود برآیند؛ اما اگر بتوانید آن صفات خوب شخص و محبتش را که پشت این لایه اولیه است را ببینید، آن‌وقت است که می‌توانید به آن فرد نزدیک شوید؛ یعنی شما توانستید از دیوار تنفر شخص عبور کنید و همین باعث می‌شود که اگر کاری هم کرد سریع عکس‌العمل نشان ندهید و می‌فهمید که این آدم، آدم بدی نیست فقط در فشار است و این را احساس خواهید کرد و این چیزی است که همه نمی‌توانند احساس کنند.
همه نمی‌توانند پرستار باشند، پرستار کسی است که در مقابل مریضی که ممکن است بوی بدی بدهد، اخلاق بدی داشته باشد، مدام در حال غر زدن باشد و ... صبور باشد و نظافتش کند و ...آن لایه بیرونی مریض خیلی ناخوشایند است؛ ولی کسی می‌تواند پرستار شود که پشت این ظاهر و لایه اولیه را ببیند؛ یعنی پشت این اخلاق بد، بوی بد و...‌. بیماری و رنج مریض را ببیند و به خاطر اینکه آنها را می‌تواند ببیند، می‌تواند پرستار باشد؛ پس شما هم اگر بتوانید پشت آن اخلاق بد و درد و ناراحتی طرف را ببینید، آن‌وقت می‌توانید ارتباط برقرار کنید که راجع به این موضوع در سی دی خانواده صحبت کردم و آقای مهندس هم در وادی هفت و هشت عنوانش کرده‌اند.

 

آیا یک مسافر فقط باید به راهنما احترام بگذارد و در خانواده، به پدر و مادر و همسر بی‌احترامی کند و همسرش را در همه‌جا کوچک کند؟

اول باید دید که قضیه چه بوده است و ممکن است موضوع چیز دیگری است که ما راجع به آن صحبت می‌کنیم.
احترامی که در کنگره به آموزش داده می‌شود فقط برای راهنما نیست، احترام به راهنما واجب است و بقیه افراد هم همین‌طور و باید باشد؛ ولی اگر این بی احترامی از یک حدی بیشتر باشد و فرد احترام را رعایت نکند مسئله‌ساز خواهد شد. یک مقدارش هم دست خود آدم است؛ یعنی شما باید از خودتان شروع کنید و احترام را به فرد مقابل بگذارید و رفتار درستی داشته باشید و اگر او احترام نگذاشت آن موقع مسئله است.
آموزش‌های کنگره برای این است که هم در لژیون با استادمان رابطه خوبی داشته باشیم، هم در خانواده رابطه خوبی داشته باشیم و هم با اعضای کنگره و دیگران و هدف ما در کنگره این است. اگر مسافر در خانه حرف‌های رکیک می‌زند؛ یعنی آموزشِ درست ندیده است و این خواسته کنگره نیست. اگر مسافری در خانه بداخلاقی می کند و دعوا و درگیری ایجاد می‌کند، این آموزش کنگره نیست.

باسپاس از استاد امین بزرگوار



[ شنبه 23 آذر 1398 ] [ 04:53 ب.ظ ] [ کمک راهنما ]

[ نظرات() ]

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic