وبلاگ همسفر آزاده

با تفکر ساختارها آغاز می گردد........

تولد هفتمین سال رهایی کمک راهنما محترم خانم مریم

ومین جلسه از دوره سی ونهم،سری کارگاه های آموزشی کنگره 60نمایندگی سمنان با دستور جلسه :صورت مسئله اعتیاد با استادی کمک راهنمای محترم مسافر مجتبی و نگهبانی مسافر مسعود و دبیری مسافر مرتضی در روز پنج شنبه مورخ :1398/07/04 راس ساعت 17 آغاز بکار  نمودهمچنین در ادامه هفتمین سال رهایی کمک راهنمای محترم مسافرحسین ره جوی راهنمای محترم آقای مجتبی دهقانی را در کنار یکدیگر با شور فراوان جشن گرفتیم.

خلاصه سخنان استاد:

خیلی خوشحالم که امروز در نمایندگی سمنان حضور دارم و باعث افتخار من است. دیدن چهره های جدی برای من یک لذت خاصی دارد که هر دفعه با یک بهانه‌ای این چهره‌های جدید را می‌بینم.

خدا را شکر می‌کنم که روزبه‌روز شعبه سمنان رهایی‌های بیشتری دارد. اما در مورد دستور جلسه که صورت‌مسئله اعتیاد است، هر کس که وارد کنگره می‌شود بعد از مدت دو یا سه ماه با صورت‌مسئله اعتیاد آشنا می‌شود. خیلی از انسان‌هایی که بیرون از کنگره در مورد اعتیاد فعالیت می‌کنند هنوز هیچ‌گونه آشنایی با صورت‌مسئله اعتیاد ندارند. زمانی که صورت‌مسئله وجود نداشته باشد دنبال جواب گشتن مانند پیدا کردن سوزن در انبار کاه است. ما با تمام وجود این مسئله را لمس کردیم که چه اتفاقی رخ خواهد داد من‌بعد از مدت دو یا سه سال که مواد مصرف می‌کردم تصمیم گرفتم دیگر مواد مصرف نکنم و این کار را هم انجام دادم. بعضی مواقع تا یک سال هم مواد مصرف نکردم ولی همیشه درگیر بودم و روزی نبود که من به فکر مصرف مواد نباشم. در نظر دیگران حال و اوضاع من خوب بود و حتی خودم هم همین را به خودم القاءمیکردم ولی از درون به‌هم‌ریخته بودم و از هیچ‌کدام از کارهایی که انجام می‌دادم لذت نمی‌بردم من همیشه درگیر بودم که چرا نمی‌توانم از مواد دل بکنم؟ بعضی مواقع فکر می‌کردم که من آدم بی‌اراده‌ای هستم. افرادی به من می‌گفتند که باید از مواد مخدر متنفر شوی تا بتوانی آ ن را کنار بگذاری ٬ بعدها متوجه شدم که این‌گونه نیست. دیده‌اید که در مکانهای نوشته‌اند که ترک همراه با تنفر؟ حتی اگر این اتفاق هم می‌افتاد بازهم من بندی با اعتیاد داشتم. فردی که می‌گوید من از آدم دروغ‌گو متنفرم یعنی هنوز با دروغ درگیر هست ولی هنوز بستر مناسب برای آن مهیا نشده و اگر آن بستر مهیا شود آن‌وقت خودش متوجه می‌شود که مشابه همان عمل را انجام خواهد داد. مثلاً اگر یک روز موقعیت شغلی یا خانوادگی او به خطر بیفتد به همان راحتی دروغ می‌گوید. پس تنفر هم یک‌بند هست ٬ همان‌طور که یک‌طرف عشق است یک‌طرف هم می‌تواند تنفر باشد و اگر کسی درگیر تنفر باشد همیشه دربند است ٬تنفر در اعتیاد هم به همین‌گونه عمل می‌کند و این موضوع رازمانی متوجه شدم که در کنگره به درمان رسیدم وقتی‌که مواد مخدر با یک کاغذ و یا بطری آب برای من فرقی نداشت نه از مواد متنفر بودم و نه از آن خوشم می‌آمد. هرکسی در کنگره به درمان برسد این حس را دارد چون می‌داند دارو یا مواد در جایگاه خودش برای مصرف نیاز است. صورت‌مسئله اعتیاد این مسئله را به‌خوبی بیان می‌کند که اعتیاد چگونه و چرا به وجود آمده است؟

 و یا در چه قسمتی تخریب به وجود آورده است؟ و چطور می‌شود آن را درمان نمود و مبدأ را مشخص می‌کند، مصرف مواد کلید ورود به اعتیاد می‌باشد ولی قطع مواد کلید خروج از اعتیاد نیست. در صورت‌مسئله اعتیاد به ما گفته می‌شود که سیستم شبه افیونی یا سیستم ایکس بدن ازکارافتاده و برای اینکه دوباره به چرخه حیات برگردد باید پارامتر زمان را طی نماییم و برای مثال خیلی از قطعات پازل را کنار هم قرار داده تا تصویر رهایی را از آن دریافت نماییم وقتی این پازل درست شد برای قطع مصرف مواد هیچ‌گونه مشکلی نخواهیم داشت. و اما در مورد قسمت دوم که در مورد تولد هفتمین سال رهایی کمک راهنمای محترم آقای حسین نوروزیان هست. حسین آقا در شروع سفر عملاً هیچ کار خاصی انجام نمی‌داد و باحال آشفته‌ای که داشت یک مدتی فقط دررفت و آمد بود تا به نقطه‌ای رسید که تصمیم گرفت سفر ودرمان خود را شروع کند. من قبل از اینکه در مورد حسین عزیز صحبت کنم در مورد همسفر ایشان که زحمت زیادی برای درمان مسافر خود کشیدند صحبت می‌کنم. البته عده زیادی از هم‌سفران هستند که به‌جز زحمتی که برای مسافر خود می‌کشند برای شعبه‌ای که در آنجا خدمت می‌کنند زحمات بی‌شماری را متحمل می‌شوند که بسیار تأثیرگذار هست. سرکار خانم منصوری و خانم مریم واقعاً حضور خوبی در نمایندگی سمنان داشتند و از همان ابتدا که تعداد نفرات زیادی در شعبه سمنان حضور نداشتند این عزیزان مشغول به خدمت بودند. این همسفر از کسانی بود که در شعبه سمنان از ابتدا حضورداشته و زحمات زیادی متحمل شدند تا درنتیجه مسافرشان نیز مجبور به ادامه سفر شده، پیام کنگره را دریافت نموده و تا به امروز که در  این جایگاه قرارگرفته و تبدیل به یکی از خدمت گذاران بسیار خوب شعبه سمنان شده‌اند، قرار بگیرند. 

من این روز بسیار زیبا را در رأس به جناب مهندس دژاکام بنیان کنگره، سرکار خانوم آنی، استاد امین و نیز خود حسین آقا و خانواده محترمشان و همه اعضا کنگره ۶۰ تبریک و شادباش عرض می‌کنم.

 در ادامه مراسم هفتمین سال رهایی کمک راهنمای محترم مسافرحسین را با شکوه فراوان در کنار یکدیگر جشن گرفتیم.

سلام دوستان حسین هستم یک مسافر:تخریب 4سال/آنتی ایکس مصرفی:تریاک/مدت سفر اول 10 ماه/نام راهنما:آقای مجتبی دهقانی/روش درمان:d s t/داروی درمان: اپیوم/رهایی:هفت سال و چند ماه

سفر نیکوتین:مدت تخریب:4سال/آنتی ایکس:انواع سیگار/مدت سفر:12ماه/نام رانما:آقای رامین/روش درمان:d s t/داروی درمان:آدامس نیکوتین/رهایی:1ماه و نیم/

سخنان کمک راهتمای محترم حسین:

سلام دوستان حسین هستم مسافر. در ابتدا تشکر می‌کنم از همه دوستانی که در جشن ما شرکت کردند و همین‌طور عزیزانی که از شعبه بهشهر تشریف آوردند و من رو شرمنده خودشان نمودند. در حال حاضر فکر و تمرکز من بر این هست که صورت‌مسئله اعتیاد رو بهتر بتوانم درک کنم. در اوایل سفر این موضوع برای من روشن نبود ولی با کمک‌های هم‌سفرم این مسئله برایم کم‌کم باز شد. در این مدت که هم‌سفرم اسیستانت شعبه بهشهر بودند نهایت تلاشم را انجام می‌دادم که بی‌هیچ دق دقه ای بروند و برگردند تا بتواند به بهترین شکل خدمت خودش را انجام بدهد. شاید تا زمانی که هم‌سفرم اسیستانت نشده بودند هیچ بازپرداختی به کنگره از طرف من انجام نمی‌شد. جناب مهندس در سی دی هالو می‌فرمایند: خسته و دل‌تنگ نباش و بدان زمانش که برسد آن اتفاق برایت خواهد افتاد و برای من امروز زمانش رسیده و آن اتفاق افتاده است. من خون‌دل‌ها خوردم تا امروز در این جایگاه قرارگرفته‌ام و صد در صد برای رسیدن به یک سری مسائل می‌بایست یک سری چیزها پرداخت شود. من باید از تک‌تک بچه‌های لژیون خودم تشکر کنم که باعث شدند از آن‌ها آموزش بگیرم و در کنگره رشد کنم. از راهنمای عزیزم که طی این مهروموم‌ها سنگ صبور من بودند و من هرگاه مشکلی داشتم مزاحم ایشان می‌شدم. از هم‌سفرم که واقعاً در زمان تخریب من رو تحمل کردند و تلاش‌های او بود که باعث شد من هم در کنگره شروع به حرکت کنم. به گروه بچه‌های مرزبانی که زحمت کشیدند تا این جشن انجام شود و نیز از آقای بابایی ایجنت سابق شعبه که من در آن زمان مرزبان بودم و خیلی با ایشان اختلاف‌نظر داشتم ولی همه این چالش‌ها باعث رشد من در کنگره شد و از این بابت قدردان ایشان هستم.

سخنان هم سفر محترم خانوم مریم:

خدا را شکر می‌کنم که امروز در این جایگاه هستم من هیچ‌چیزی رو از قبل آماده نکردم از آقای دهقانی تشکر می‌کنم که با حضور گرمشان به جشن هفت‌سالگی حسین گرما بخشیدند و به ایشان تبریک و خیرمقدم میگویم که به خاطر پیوند مهرو محبتی که به حسین داشتند امروز در اینجا حضور دارند. از عزیزانی که قدم رنجه کردند و از بهشهر تشریف آوردند تشکر می‌کنم و صمیمانه سپاس گذارم که به من لطف داشتند و نیز از عزیزان نمایندگی سمنان سپاسگزارم، از خواهر لژیونی‌های خودم سرکار خانم منصوری، سرکار خانم حافظی عزیز صمیمانه سپاس گذارم امروز حس خیلی خوبی را در کنار این دو عزیز تجربه کردم و درس‌های زیادی از این دو عزیز گرفتم و حال امروز مو مدیون این دو عزیزم. از راهنمای خوبم سرکار خانم آنی عزیزم سپاس گذارم و از جناب آقای مهندس و استاد امین سپاسگزارم که ما هر چه که امروز داریم از وجود پربرکت این خانواده است. از ایجنت، اسیستانت و مرزبانان آقا و خانم با تمام وجود تشکر می‌کنم برای برپایی این جشن. سرگذشت ما را قدیمی‌ترها می‌دانند، حسین سفر نمی‌کرد ومی آمد به بچه‌ها سلام می‌کرد ومی رفت ولی تنها کسی که توانست حسین را وارد سفر کند جناب آقای دهقانی و محبت بیکران ایشان بود که توانست حسین را نرم کند. به نظر من متد آقای دهقانی فرق می‌کند و به حسین گفتند که تو خودت میدانی و خودت و این حرف توانست به حسین کمک کند وسفر کند وبه رهایی برسد. عزیزان نسبت به من لطف داشتند ولی همان‌طوری که حسین گفت من در حال رفت‌وآمد به بهشهر بودم ولی حسین بود که حلقه وصل من به کنگره بود و حمایت او بود که من توانستم دو دوره خدمت کنم و این در حالی بود که همه می‌گفتند چرا همسر و بچه کوچک را به جاده وسفر می‌فرستی اما با بردباری ایشان و من پیوندهای عشق و محبت  عمیقی اتفاق افتاد. امروز که در جایگاه جدید هستم احساس می‌کنم که خداوند مرحله جدیدی را سر راه من قرارداد تا دوباره خدمت کنم و لطف و اعتماد جناب آقای مهندس و خانم آنی شامل حال من شد که بتوانم در یک نمایندگی دیگر خدمت کنم انشا‌‌‌...خداوند به من قدرت بدهد تا بتوانم بروم تا در جاییکه هم من به وجود آن‌ها نیاز دارم و هم آن‌ها به وجود من در نمایندگی چالوس خدمت کنم. اگر عزیزان نسبت به من اظهار لطف داشتند من آن‌ها به حسین مدیونم واز حسین ممنونم به خاطر اینکه منو حمایت کرد و باعث شد تا من به کنگره بیایم  و خیلی خوشحالم که امروز در این جمع حضور دارم. امروز قلبم مملو از عشق و محبت شما عزیزانی است که در این سالن باهم جمع شدید و من این را با تمام وجودم احساس می‌کنم ممنونم از اینکه بودید


مرزبان کشیک :مسافر حمید


خدمتگذاران جلسه:





[ جمعه 5 مهر 1398 ] [ 10:43 ق.ظ ] [ همسفر شقایق ]

[ نظرات() ]

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات