وبلاگ همسفر آزاده

با تفکر ساختارها آغاز می گردد........

گزارش لژیون ...

لژیون روز دوشنبه : 98/4/31
دستور جلسه لژیون : سی دی بند محکم تر 
اعضای لژیون : پنج نفر ( چهار نفر سفر اول ، دونفر سفر دوم ) 
استاد لژیون : کمک راهنما محترم خانم آزاده
جدا کننده متن وبلاگ لاینر وبلاگ
خلاصه سی دی : 

خداوند بازی خیلی قشنگی را راه انداخته است که هیچ‌کدامتان از آن سر در نمی‌آورید! خود او ما را به هَچَل می‌اندازد ، به تله می‌اندازد ، به دام می‌اندازد ، خودش هم ما را از دام و تله در می‌آورد ، موضوع بخشیدن گناه و این‌ها نیست ، موضوع یادگیری است. موضوع آدم شدن است ، موضوع انسان شدن است

امین می‌گفت یکی از بچه‌ها به من گفت که من از زمانی که یک مسئولیتی را گرفته‌ام یکی دیگر از بچه‌ها که همکارم بود، آن قدر من را اذیت کرده که خدا می‌داند. امین می‌گوید من به او گفتم: این بهترین برای توست، این که می گویی از همه بدتر است، بهترین نمونه است که خداوند کنار تو قرار داده تا تو ساخته شویحالا می‌تواند همسر باشد، فامیل باشد، دوست باشد و اگر توجه کنی می بینی که این بهترین چیزی است که خداوند در کنار تو قرار داده است، چون او باعث می‌شود که تو ساخته شوی.

هر چه بدتر باشد تو بهتر ساخته می‌شوی، تو قوی تر و نیرومند تر می‌شوی.

بنابراین اگر موجود بدی کنار شماست، دم خور شماست و شما با او ارتباط دارید، او می‌خواهد شما را بسازد.البته نیت او ساختن شما نیست! ممکن است نیتش هم خیلی بد و پلید باشد. اما او را خداوند قرار داده است که شما را بسازد. پس اگر در زندگی با چنین مواردی بر خورد کردید  بدانید که اگر او نبود شما در این مسیر قرار نمی‌گرفتید و به این دانش و آگاهی و این شرایط و بعضی از مطالب نمی‌رسیدید.

پس باید هر شرایطی که داریم بگوییم شکر و آن را بهترین شرایط بدانیم..

مطلبی که انسان‌ها را دچار اشتباه کرده این است که هدف را با وسیله اشتباه گرفته‌اند و این باعث عقب افتادن و پریشانی احوالات آن‌هاست. یعنی رفتن به کلیسا یک وسیله است، هدف نیست، شما به کلیسا می‌روید تا چیزی را پیدا کنید، شما به کلیسا می‌روید تا به یک دانش و آگاهی برسید. شما به خانه خدا می‌روید که به یک هدفی برسید، به یک پالایشی برسید، از آنجا درسی بگیرید، موقعی که طواف می‌کنید درس بگیرید، پس رفتن به آن جا هدف نیست. خداوند هم این مطالب را به عنوان هدف قرار نداده است، به عنوان وسیله قرار داده است و اگر تو خیال کنی با رفتن به کلیسا یا به زیارتگاه یا با رفتن به خانه خدا به هدفت رسیدی سخت در اشتباهی. اگر فکر کنی  وقتی که  به زیارت می روی برای تو یک امتیاز ویژه در نظر گرفته می‌شود، ولی  احکام خدا را اجرا نکنی سخت در اشتباهی..

برای چه می‌گویند کسی که می‌خواهد به خانه خدا برود باید یک سری از حساب‌هایش را صفر کند؟ حالا به هر شکلی. پس بنابراین یکی از آن مطالب اجرای احکام است. اگر تو قرار است که مرتب به کلیسا بروی، ولی به دروغ گفتن ادامه دهی، به کلیسا بروی، رشوه هم بگیری، به زیارت بروی، فساد هم بکنی، این‌ها نتیجه‌ای در بر نخواهد داشت. و آن موقع این‌ها می‌شود بنددلت خوش است که به کلیسا می روی، اما کلیسا برای تو یک بند می‌شود، و تو را بیشتر نگه می‌دارد.

در کتاب کیمیای سعادت نوشته‌ی محمد غزالی می‌گوید که خیلی از چیزها ممکن است برای تو حجاب  شود. پس ممکن است کلیسا رفتن برای انسان حجاب شود که حقیقت را نبیند. ممکن است اجرای یک سری از عبادات خاص برای انسان حجاب شود که انسان آن قضیه را نبیند.

پس بنابراین هدف را با وسیله اشتباه گرفتن باعث می‌شود که مرتب به دست و پای انسان بندهای متعددی زده شود.

این بندها خیلی چیزها می‌تواند باشد. خداوند انسان را خلق کرد به عنوان یک موجود اختیاردار که بتواند به یک مکان و به یک نقطه‌ای، به یک آرامش یا به یک آگاهی یا به مدینه‌ی فاضله یا بهشت موعد برسد. حالا خیلی چیزها مثل بند یا مثل طناب دست و پای انسان را بسته است و نمی‌گذارد انسان حرکت کند و انسان در جای خود در جا می زند. یک بندهای دیگری هم هستند که به دست و پای انسان بسته می‌شوند که اصلاً ارزشی ندارند.

 یک دفعه می بینی یک سال از زندگی‌اش را تباه می‌کند که مثلاً می‌خواهد مبلمان خانه‌اش را عوض کند، چون باجناقم می‌آید یا فلانی می‌آید، فامیلمان بداند که ما مبلمان از نوع جدید است. یا با بدبختی تمام تلویزیونش را عوض می‌کند که کم نیاورد.  باسیلی‌های پیاپی که در صورت خودش می زند، می‌خواهد صورت خود را سرخ نگه دارد، چون می‌خواهد حفظ آبرو کند. در صورتی که تو آبروداری، تو بی‌آبرو نیستی.

اگر قرار است چهار تا تخته و مبلمان فکستنی و یک تلویزیون برای تو آبرویی بیاورد...

باید به آن آبرو شک کرد!!!

پس این‌ها باعث می‌شود که تمام انرژی‌ات از بین برود و مثل بچه‌هایی که با یک قاقالیلی یا ماشین یا عروسک سرشان گرم است، این‌ها هم عروسک‌های تو هستند.بچه‌های کوچک با عروسک و ماشین اسباب‌بازی و تانک و توپ سرشان گرم می‌شود، بعضی از انسان‌ها هم سنشان بالا رفته است ولی هنوز اسباب‌بازی‌های خودشان را می‌خواهندحالا اسباب‌بازی‌هایشان می‌شود مبلمان، فرش، غذای آن چنانی و... که همه بگویند چقدر کار او درست است، ما آمده‌ایم  چهار نوع غذا مقابل ما گذاشته است و میوه‌های آن چنانی گرفته است و او را تأیید کننداین هم می‌شود بندزحمت می‌کشد و زندگی خود را تباه می‌کند که همه بگویند فلانی سفره‌هایش خیلی رنگین است، خیلی پذیرایی‌اش خوب است... که چی؟

از قدیم گفته‌اند: "خانه هر چه هست، مهمان هر که هست." مهمان تو هر که هست، در خانه هر چه داری بپز و جلوی او بگذار.

باور کنید مردم که خانه‌ی آدم می‌آیند برای سفره‌ی بازنمی‌آیند، برای در بازنمی‌آیند، برای قلب باز می‌آیند.

ممکن است یک غذای خیلی خوب هم به آن‌ها بدهی بخورند، لذت ببرند. اما اگر تو جلوی آن‌ها هفت رقم غذا بگذاری، آرام‌آرام ارتباط آن‌ها با تو قطع می‌شود. چرا؟  چون پیش خود می‌گوید من نمی‌توانم جواب سفره‌ی او را بدهم، پس سعی می‌کنم دیگر با او معاشرت نکنم.

حالا اگر نگاه کنید می‌بینید که بندهای متعددی بر دست و پاهای ماستحتی یک سری از روابط ما با انسان‌ها ممکن است چیزی جز بند نباشد، که تمام زندگی و مسیر ما را به تباهی می‌کشد و هیچ ارزشی ندارد و جلوی حرکت ما را کاملاً سد می‌کند .

دلمان خوش است که دوست ماست یا رفیق ماست، اما اگر خوب نگاه کنیم می‌بینیم که این دوستی و این ارتباط ضررش صد است و نفعش دو. پس بنابراین اگر نگاه کنیم می‌بینیم در عرصه‌ی حیات ما بندهای متعددی به دست و ما زده شده است. پس ما باید هدف و وسیله را تشخیص دهیم.

یکی انگشت اشاره است ماه را نشان می‌دهد...

حضرت مسیح انگشت اشاره است، که خدا را نشان می‌دهد٬ آن راهی که ما در آن به آرامش می‌رسیم را نشان می‌دهد. ولی این قدر در مسیحیت٬ حضرت مسیح شد هدف که  قبلاً می‌گفتند عیسی مسیح فرزند خداست، الآن دارند یواش‌یواش می‌گویند که خداوند عیسی مسیح است. خدا در قالب عیسی مسیح در آمده است و او کفاره همه‌ی گناهان ما را داده است و هر چه ما گناه کنیم او می‌تواند ببخشد! حضرت مسیح قادر نیست گناهان ما را ببخشد، گناهان ما را باید خودِ خدا ببخشد. حالا خداوند برای چه گناهان ما را ببخشد؟

خداوند بازی خیلی قشنگی را راه انداخته است که هیچ‌کدامتان از آن سر در نمی‌آورید!  به قول معروف به دزد می گویی بدو، به سگ می گویی بگیر! دقیقاً بازی دزد و سگ است. چون این جا اختیار مطرح است.

خود او ما را به هَچَل می‌اندازد، به تله می‌اندازد، به دام می‌اندازد، خودش هم ما را از دام و تله در می‌آورد، موضوع بخشیدن گناه و این‌ها نیست، موضوع یادگیری است. موضوع آدم شدن است، موضوع انسان شدن است. می‌خواهد کاری کند که این موجود به یک درجه فهم و شعور و ادراک و تفکر و بیداری و اندیشه برسد.

کار راهنما در کنگره چیست؟ همه‌ی زور و هدفش این است که شاگرد به رهایی و آزادی برسد. پیش می‌آید که در مسیر به شاگرد سقوط آزاد می‌دهد... سه روز سقوط است .

سخنان خانم آزاده: 
حال خوش خود را به حال خوش مسافرتون وصل نکنید ،این یک گره است سعی کنید گره های درونی خود را بشناسید وباز کنید . ما در کنگره هدفمان رهایی مسافرمان است پس هدف را با وسیله اشتباه نگیرید و کنگره را وسیله قرار ندهید . ما برای چه به این دنیا آمده ایم؟ آیا فقط آمده ایم که غم و غصه بخوریم یا زندگی کنیم و لذت ببریم . هدف خود را در زندگی مشخص کنید شاید مسافرتان بخواهد تا آخر عمر مصرف کننده بماند آیا شما باید تا آخر عمر غصه بخورید و زندگی را برای خود سخت بگیرید ما به عنوان همسفر باید این قدر آرامش داشته باشیم که اگر حال مسافرمان خراب شد بتوانیم حالش را خوب کنیم. اگر به کنگره می آییم ببینیم بار آموزشی دارد و بی هدف نباشیم و کنگره را به عنوان هدف
قرار ندهیم هدفمان از کنگره آمدن این باشد که یاد بگیریم با مسافرمان چگونه رفتار کنیم و بتوانیم آرامش رابه او هدیه دهیم . اگر مصرف کننده در زندگی ما هست بی جهت به زندگی ما نیامده و برای این آمده تا ما ساخته شویم و باید از مشکلاتمان درس بگیریم  تا وقتی ما آرامش نداریم نمی توانیم آرامش را در زندگیمان برقرار کنیم . تا می توانید محبت کنید ،عشق و ایمان باید واقیعی باشد صبر ما باید زیاد باشد اگر صبر ما زیاد باشد و اگر صبر ما کم باشد به تفکر و آگاهی نمی رسیم . 
مشارکت ها : 
همسفر فاطمه :  باید در بند های زمینی مانند فولاد باشیم و هدف را با وسیله اشتباه نگیرید و همین باعث عقب افتادن بشر می شود . خداوند به انسان قدرت اختیار داده است . مشکلاتی که داریم برای این است که ما ساخته شویم . دل انسان می تواند میوه دهد یکی محبت و دوستی و دیگری کینه و نفرت باشد . موانعی که سر راه ما هست را با صبر می توانیم برداریم . 
همسفر شقایق : هدف را با وسیله اشتباه نگیریم من گاهی در کنگره هدفم را با وسیله اشتباه می گیرم . اگر مشکلی سر راه ما هست برای ساخته شدن ما هست و خدا خیلی ما را دوست دارد که مشکل سر راه ما قرار داده است . چشم و هم چشمی را کنار بگذاریم و تجملات یکی از بند هایی است که به خود می زنیم . 



[ چهارشنبه 2 مرداد 1398 ] [ 11:53 ق.ظ ] [ همسفر شقایق ]

[ نظرات() ]

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic