وبلاگ همسفر آزاده

با تفکر ساختارها آغاز می گردد........

کارگاه آموزشی خصوصی


این جلسه پنجمین  جلسه از دوره سی و چهارم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی ویژه هم‌سفران کنگره ۶۰ نمایندگی سمنان روزهای دوشنبه با استادی کمک راهنمای محترم خانم مریم  و نگهبانی هم‌سفر راضیه و دبیری هم‌سفر سمانه با دستور جلسه وادی دهم و تاثیر آن بر من در تاریخ 98/03/20 رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود

سلام دوستان مریم هستم هم‌سفر :

خدا را شکر می‌کنم که در این جایگاه قرارگرفته‌ام و از نگهبان جلسه خانم راضیه تشکر می‌کنم که بنده را به عنوان استاد انتخاب نمودند . در مورد وادی دهم صفت گذشته در انسان صادق نیست چون جاری است از دیدگاه و نظر من مریمی که سالیان سال پیش وارد کنگره شد با مریمی که الآن در کنگره است درونش تغییراتی ایجادشده است و این تغییرات مستلزم زمانی است که در پارامتر زمان در حال جاری بودن هستیم و جالب است که گاهی اوقات این تغییرات این‌قدر نامحسوس در وجود آدمی اتفاق می‌افتد که واقعاخود فرد متوجه نمی‌شود . 

چند وقت پیش با عزیزی صحبت می‌کردم که به من می‌گفت تو آن آدم سابق نیستی و تغییر کرده‌ای . گفتم : واقعاً . و با صحبت ایشان به خود آمدم که واقعاً شاید من در گمان و ذهن خود احساس می‌کردم که من همان مریم هستم و هیچ روزنه‌ای نبود که تغییر کرده‌ام . اما از دیدگاه آن شخص من تغییر کرده بودم و در آنجا درک کردم که تغییرات خیلی آهسته‌تر از آن هستند که ما احساس می‌کنیم . این صفت گذشته نمادی از من مریم است یعنی آن چیزی که از مریم شما می‌بینید همان مجموعه‌ای از صفات هست که مرا نشان می‌دهد و شما من را با آن صفات می‌شناسید وگرنه من مریم مانند همه راه می‌روم غذا می‌خورم و .... این صفات من هستند که من را از بقیه متمایز می‌کنند . همه ما می‌دانیم که انسان مجموعه‌ای از رذایل و فضائل است و این صفات به هر سویی که حرکت کند اگر صفات زشتی من بیشتر باشد خواه یا نا خواه من انسان بدی خواهم بود و اگر صفات خوب من بیشتر باشد من نمادی از انسان خوب هستم . از دیدگاه من وادی دهم وادی اضداد است . یعنی ضد یدها کاملاً هست و در متن وادی نیز از هشدار و امید می‌گوید . یعنی اگر من مریم در نقطه‌ای قرارگرفته‌ام که در اوج ناامیدی هستم یک هشدار است برای من که این‌قدر به خود نبال و با تکبر به خود راه نرو زیرا ممکن است سقوط کنی و اگر سقوط کردم و امروز خود را دوست ندارم و ازخودراضی نیستم و احساس می‌کنم که دیگران نیز از من راضی نیستند این امید را در دل من می‌اندازد که تو می‌توانی تغییر کنی و یک انسان دیگر باشی و اصلاً مهم نیست که در چه سنی باشی و مختص این حیات و زندگی ماست . اصلاً مهم نیست که در چه سنی هستی و مهم است که می‌خواهی به چه جایگاهی برسی و مهم آن خواست است و برای این‌که من تغییر کنم و تبدیل به فرد دیگری شوم این وادی راهگشاست .

 من می‌توانم جایگاه فعلی خود را ازنظر درونی تغییر دهم و جایگاه فعلی خود را عوض کنم و تغییر دهم . مریم دچار صفاتی خواهد شد اما همه این‌ها نیاز به تغییر من دارد و تغییر من از اندیشه من اتفاق می‌افتد . وقتی اندیشه من تغییر کند خواه یا نا خواه خیلی چیزها عوض می‌شود در این وادی گفته‌شده که اگر می‌خواهی چیزی تغییر کند باید حس خود را تغییر دهی زیرا من با حس خود اطراف خود را درک می‌کنم یعنی به عبارتی ورودی و خروجی من حسم است و اگر این ورودی و خروجی آلوده باشد زیباترین صوت هم باشد صوتی که فرد مقابل از روی دلسوزی به من می‌گوید چون این ورودی آلوده است وقتی این صوت عبور می‌کند از آن با خود می‌گویم که با دشمنی با من حرف زد و درون خود طور دیگری آن را آنالیز می‌کنم و من واقعاً آن نیستم . وقتی در صفتی بودی و تغییر می‌کنی باید از خیلی از ماسک‌ها نقاب‌ها استفاده کنی . نقاب و ماسک بزنی و خود را در پله قبلی که بوده‌ای نگه‌داری و بگویی من این بوده‌ام و این هستم و انرژی بسیار زیادی را باید صرف این قضیه کنی . همه ما جدا از این ماسک‌ها و دیدگاه‌ها با حس خود یکدیگر را درک می‌کنیم . وقتی می‌خواهم تغییر کنم گام اول برای من تزکیه و پالایش است . 

پالایش یعنی تمیز کردن و زدودن آلودگی‌ها یعنی شهر وجودیم باید پالایش شود و اصوات انوار و حس‌های خوب را دریافت کنم وگرنه هر چیزی که از اطراف من بگذرد اگر زیباترین باشد به بدترین تبدیل می‌شود و گاهی اوقات این‌قدر درونم آلوده می‌شود خیلی چیزها من را انتخابمی کنند صد در صد سطلی که کثیف باشد مگس و پشه و موجودات آزاردهنده درونش جمع می‌شود اما اگر درون خود را تمیز و پاک‌کنم مطمئناً انسان‌های اطرافم عوض می‌شوند و آلودگی‌ها را پس خواهم زد. اگر در مقطعی کینه را حس کردم بدانم که باید کینه را درک می‌کردم زیرا واقعاً تا زمانی که من نفرت را درک نکرده‌ام به پله بالاتر نخواهم رفت و عشق را درک نمی‌کنم و لذت آن را درک نمی‌کنم . 

اگر از این پله عبور کنم به پله بالاتر خواهم رسید و تنها چیزی که همه انسان‌ها برای رسیدن به خواسته‌های خود دست‌وپا می‌زنند این است که در صلح و آرامش باشند . هیچ‌چیز در دنیای درون نمی‌تواند من را آرام کند جز خود من. اگر فکر من آرام باشد و دغدغه نباشد و مجموعه‌ای از افکار نباشد من خواب راحتی دارم  و در آرامش به سر می‌برم . 

پیام مرزبان کشیک: 

جلسه همسفران راس ساعت 17:00 برگزار میشود.

لژیون سفر دومی ها هفته آینده با استادی کمک راهنماخانم عاطفه راس ساعت 16 برگزار می شود  

موضوع: جزوه راهنما و راهنمایی 

اعلام آمادگی کمک راهنمایان جهت پذیرش تازه واردین

در ادامه جلسه گل نمادین رهایی یکی از همسفران شعبه سمنان توسط اسسینت محترم شعبه سرکار خانم سمانه اهدا گردید.

همسفر خانم زری ره جوی خانم آزاده 

خدمتگزاران جلسه

مرزبان کشیک: سرکار خانم شهین 



برچسب ها: گل نمادین، لژیون نهم،

[ سه شنبه 21 خرداد 1398 ] [ 03:47 ب.ظ ] [ همسفر شقایق ]

[ نظرات() ]

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic