وبلاگ همسفر آزاده

با تفکر ساختارها آغاز می گردد........

دلنوشته همسفر زهرا


مهربانم برای تومینویسم .مسافرعزیزم میدانم که خسته ای ....
وهیچ کس بهترازمن نمی داندکه چه کشیده ای .دردهای تورا، ناامیدی هایت را بیشترازهرکسی دیده وحس کرده ام .اولی که سفرت را شروع کردی سختی هایت رادیده ام دوری راه ،نداشتن حامی و...من هم یک زن زخم خورده وافسرده که به جای حمایت ازتوبارها حال تورا خراب کردم. این روزها دیگرنگاههای افسرده خانواده ام رانمی بینم واین زمزمه تلخ که این مردبرای تو مرد نمیشود.برگرد و زندگیت را دوباره بساز.این راتازه فهمیدم که چرا نتوانستم ازتو و زندگی ام دل بکنم .پیوندمحبتی که از آن بی خبر بودم. مرا ببخش که دراین سالها نتوانستم درد عظیم تورا درک کنم و زودتر برای دردهایت مرهمی پیدا کنم . این روزها بدون ترس وخجالت میگویم که من همسریک مصرف کننده بودم. یک مصرف کننده هرویین...روزی را که اولین باراعلام سفرکردی ومن فهمیدم که مصرف توهرویین هست..تمام دنیا برایم سیاه شد ولی بدان که من با تو قوی شدم ...وهفته بعد خودم با صدای لرزان اما پراز امید..اعلام سفرکردم .این روزها نگاه کردن به عکس هایمان چشمانم را خیس نمیکند..دیگر درخانه ام ودرتنهایی خودم حبس نیستم زمستان وپاییزامسال برایم دلگیرنبود. حال وهوای بهار را داشت .هرروزم پرشده ازبوی عطر بهارنارنج .همان درختهای نزدیک خانمان .اما هیچ وقت نه عطران راحس کردی ونه زیبایی شکوفه هایش را ..تودردنیای تاریک خودحبس بودی، چه دنیای بیرحمی بود.من را ازاولین روزهای ازدواج ازتوجدا کرد..دلم میخواهدخاطره ای زیبا را ازگذشته بیادبیاورم اما جزدردورنج چیزی نبود...ومن یک زن بی خاطره ازچندسال زندگی مشترک ....
اما آن روزها گذشت وامروز توبرای من سنبل یک انسان بااراده هستی ..مردی که باسختیها جنگیدودوباره متولد شد.آبان ماه ،ماهی که درپنجمین روزش زمینی شدی ودرآخرین روزش رها ..مهربانم کنارت می مانم تا رسیدن به تعادل کامل ...تارسیدن به روزهای زیبا وپرخاطره ....

نویسنده با احترام همسفر زهرا



[ چهارشنبه 3 بهمن 1397 ] [ 08:02 ب.ظ ] [ همسفر زهرا ]

[ نظرات() ]

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic